ناگهان هذا حبیب الله مات فی حب الله هذا قتیل الله مات بسیف الله

None

  • Title: ناگهان هذا حبیب الله مات فی حب الله هذا قتیل الله مات بسیف الله
  • Author: عباس نعلبندیان Abbas Na'albandian
  • ISBN: null
  • Page: 140
  • Format: None
  • None

    Afghanasamai Asamai .

    • ناگهان هذا حبیب الله مات فی حب الله هذا قتیل الله مات بسیف الله By عباس نعلبندیان Abbas Na'albandian
      140 عباس نعلبندیان Abbas Na'albandian
    • thumbnail Title: ناگهان هذا حبیب الله مات فی حب الله هذا قتیل الله مات بسیف الله By عباس نعلبندیان Abbas Na'albandian
      Posted by:عباس نعلبندیان Abbas Na'albandian
      Published :2018-05-01T12:29:21+00:00

    About "عباس نعلبندیان Abbas Na'albandian"

    1. عباس نعلبندیان Abbas Na'albandian

      .

    208 thoughts on “ناگهان هذا حبیب الله مات فی حب الله هذا قتیل الله مات بسیف الله”

    1. نسیم شاد پر بهارت نیست چرا ؟ دستم را اگر به سویت بیاورم آیا تسلی داری ؟ تسلی ات را تسلی مقدس مبارکت را بر دریاهای ژرف ابر بنشان و به ماتمزدگان هبه کن . چه کسی غارت لبخند شنیده است و ره آورد اشک ؟ لبخندت که مرا به مرگ می خاند کجاست ؟ نگاه هایت جانوران بی نامی اند که با چشم های درشت ز [...]


    2. ادا.و منظورم ادای منظوم یا ادای منثور نیست.بعد نوشت:(از خلال کامنت ها)چيزى كه خيلى آزارم داد، اين بود كه نویسنده مدام اصرار داشت با نمادها و اشاره هاى مذهبى مختلف به ما بباورونه فريدون يك مسيح يا شهيده. بارها و بارها در طول نمايشنامه فريدون آخرين كلمات مسيح مصلوب "ايلوى ايلوى لم [...]


    3. عنوان: ناگهان؛ اثر: عباس نعلبندیان؛ به کوشش و مقدمه: جواد عاطفه؛ تهران، رادیو تلویزیون ملی، 1351، در 68 صبه صورت پی.دی.اف است


    4. عجیب و غریب بعدش فهمیدم شخصیت فریدون به شدت متاثر از محمد آستیم بوده واقعا فوق العاده بود این نمایشنامه


    5. حس کردم کاش عباس نعلبندیانو دیده بودمزمانی که هنوز نمرده بوددر هر حال اگه بخوام درباره این نمایش توصیه ای بکنم اون اینه:چه مذهبی باشی و چه لامذهب از خوندنش لذت می بریحقیقتی توی این نمایش هست که البته فقط یک ایرانی می فهمدشاین ایرانی اصلا ربطی نداره که مال دهه چهل باشه یا هشتاد [...]


    6. یکی از متفاوت ترین آثار ادبیات مدرن فارسی.اثری پیشرو که چه در قالب فرم و چه محتوا و نیز از منظر رسم الخط دست به نوآوری هایی زده است.به لحاظ فرمی با اثری بينامتني و سراسر ارجاعاتي به داستان های دینی و عرفانی روبرو هستیم. این را می توان در ادامه ی موج ارجاع به اندوخته های ادبی و سنت [...]


    7. چون قلم در دست غداری بودبی گمان منصور بر داری بودچون سفیهان‌راست این کار و کیالازم آمد یقتلون الانبیامسلمین در روز عاشورا کمر به قتل مؤمنى بستند، به جرم تکفیر و طمع غارت کردن صندوقچه اش. هش دار:دزدیی کن از درون مرجان جانای کم از سگ از درون عارفانو عاقبت برگشتم به سطور آغازین ن [...]


    8. بویت را می شنوم. بوی تنت را. بدنت آیا در زیر کدامین خورشید می گندد؟_____________________________________________________________در این جا، در این صبح، نسیم بی قراری می آید که دیوانگی متبسمی در خویش دارد_____________________________________________________________صدات کجاست تا گریه کنم؟_____________________________________________________________در تو چه چیزی [...]


    9. رسم الخط خاص نعلبنديان براى من كه قبلا چيزى ازش نخونده بودم همون قدر كه جالب بود مشكل هم بود، تجربه ى جالبى بود ، چند كلمه اول عصبى ام مى كرد اما وقتى عادت كردم جالب تر شد. داستان اصلى اما چيز جديد و عجيبى نداشت، كشته شدن يه آدم بى گناه به خاطر حدس و گمان اشتباه، فقط چون عجيبه يا ب [...]


    10. تمام شب بر آن بودم که گره گیسوانت را باز کنم. فاطمه فاطمه


    11. خوش‌حال‌م که از نعلبندیان خوندم. اما جذب‌م نکردم. تنها نکته‌ٔ جالب‌ش برام شاید نوشتنِ متفاوتِ کلمات بود که باعث می‌شد روی نحوهٔ انتخابِ کلمات و کلاً روی متن متمرکزتر بشم.


    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *